السيد محمد حسين الطهراني
101
معاد شناسى (فارسى)
محاكمه كوهى است كه بايد از كريوهء آن گذشت ؟ يا مراد از عهدهء جواب برآمدن ، و دفاع از حقّ خود نمودن است ؟ بارى ، تمام اين موضوعات از باب تشبيه معقول به محسوس است ؛ و يا از باب استعمال لفظ در معانى حقيقيّه خود بنا بر آنچه گفتيم كه الفاظ براى معانى عامّه وضع شدهاند ؛ و بنابراين اصولًا معناى عقبه ، كريوهء كوه نيست ؛ و معناى عرش تخت چوبى و زرّين نيست ؛ بلكه عقبه به معناى تنگنا است ؛ چه مادّى و چه معنوى و عرش به معناى محلّ حكمرانى است ، چه چوبين و زرّين ؛ و چه احاطه و سيطرهء مثالى و برزخى و نفسى و قيامتى . و علّت آنست كه چون ميخواستند آن معانى معقوله را بيان كنند غير از اين الفاظ متداول كه در معانى محسوسه استعمال ميشده است ، لفظ ديگرى نبوده است ؛ و لذا آن معانى را به قالب الفاظ معمولى بيان كردند . در عوالم صورت ، معانى معقوله به صورت مجسم ميشوند آرى ، و ليكن مجلسى هم بى جا سخن نگفته و تكلّم نكرده است ؛ زيرا در بسيارى از اوقات آنچه را كه انسان در عالم محسوس مىبيند و مسلّماً در اين جهان موجود مادّى محسوس است ، اگر از عالم مادّه خارج شود و در عالم مثال و صورت داخل شود ، به صورت مىبيند ، مثلًا شما خواب مىبينيد كه آب ميخوريد ، و يا در درياى بسيار لطيف و زلالى شنا مىكنيد ؛ چون شما تابع معارف و علم هستيد و علم آنقدر زلال و صافى است كه اگر در عالم حسّ آن را تشبيه به چيزى كنند غير از آب چيزى نيست ؛ نه سنگ و چوب و درخت .